تبليغاتX
مجله فرهنگي پاوه واورامانات
 
پاوه واورامانات بهشتی دردل طبیعت
 
 

 

شهرها وروستاهای هورامی زبان

 

هورامان ژاورو وگاورو

 

هورامان لهــون

 

 

هورامان دزلی وشامیان

 

هورامان تخت

 

هورامان عراق

 

هورامان ايران

ژان

بياره

پاوه

دزلی باراماوا

شاري هورامان

پایگه لان

ته‌ویڵه‌

نودشه

ده ره ناخی

وه‌يسيان

بیساران

سوسه كان

نوسود

زه کله

رووه ئه‌زي

چهشمیه ر

به‌ڵخه‌

خانه گا

تیژ تیژ

كه‌مالا

هه رسين

ده گا شيخان

هه جيج

زه‌که‌ریان

سه‌رو پيري

بوریده ر

ده‌ره قه‌يسه‌ر

ده‌زاور

خوشاو

بڵبه‌ر

مازي بن

خه‌رپاني

هانه‌گه‌رمله

قه‌لاجی

ژيوار

ژنین

ده‌ره تفي

که‌یمنه

گه‌لاتی

سلين

ئاوی ههنگ

گريانه

بیدرواس

قه‌لاگا

نوين

میراو

هه‌واره کۆن

نه‌روی

ئیسیاوه

كه‌لجي

تهنگیسر

پالانيا

شیخان

تفلیه

ناو

سه رریز

نارنجله

شه ره کان

خروسه

عه‌باس ئاوا

تفین

گۆڵپ

تشار

ئه‌حمد ئاوا

ئه‌سپه‌ريز

ژریژه

باخه كون

وه‌زلی

شارانی

زوم

هانه و حسین بگی

سه‌رگه‌ت

نه‌یسانه

گزه دره

رووارده‌ريبه‌ر

نییهر

خارگێلان

دواو

سیوه ر

ده‌ل

دیکانان

گه‌چينه

قه‌لاگا

نژمار

ده‌ڵه‌مه‌رز

سهروماڵ

احمد آباد

ده‌ره هه‌جیج

شکینه

ده‌شته‌ قه‌ڵبه‌

گه‌لین

باني بنوك

شوشمی سه‌رینه

 

جۆڵاندی

دوڵاو

 

شوشمی وارینه

ده‌ره‌كيي

ته‌وريوه‌ر

داریان

ده‌مه‌يو

هه‌شه‌میز

دشه

سرنژمار

پالنگان

گرال

 

 

 

 

هورامان ره زاو وکمره

روستاهای سورانی زبان

ره زاو

دوریسان

ده گاگا

شمشیر

که راوا

نوریاو

خانه گا

سه‌ر کران

دیوه زناو

نوسمه

 

ده‌ره به‌یان

هیروی

به‌له‌بزان

نجار

کومه‌ره

وراء

 
 
  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:3  توسط هورامي  | 
  سلام هموطن عیدشما مبارک

                                         هورامان

 

افتخارهرقوم وملتی بسته به تاريخ،فرهنگ ومشاهير آن ملت است.اگرچه محدوده جغرافيايي هورامان اندک ودرميان کوههای سربه فلک کشيده شاهو، کوسالان وتخت محصورمی باشد ، اما تاريخ وفرهنگ هورامان درادوار مختلف به مانند کوههای سربه فلک کشيده اش پابرجا وسرافراز مانده است.صحبت از هورامان دروهله اول يادآور زبان ناب وفصيح آن است. زبانی که ازدوران باستان واز هنگامی که آريائيان پابه اين سرزمين نهادند تاکنون عليرغم تاخت وتازهاي اقوام بيگانه وتحول وتطور فراوانی که درفرهنگها وزبانهاي مختلف بوجود آمده است ، زره اي ازغناي آن نکاسته وهمچنان اصالت خود راحفظ وبه گفته زبان شناسان يکی ازمعدود زبانهايي است که زمان حال را به دوران گذشته پيوند می دهد. سند گوياي اين مدعا کتاب اوستاست .

تاريخ وتمدن اين منطقه برمی گرددبه استقرار قوم آريايي وحتی قبل از آن که درلابلاي کتب تاريخي به اين نکته پي خواهيم برد. ازنام هورامان گرفته که بنا به نوشته فرهنگ معين ازنام يکی ازسروده هاي زردشت دراوستا «گاتاها»گرفته شده است تا نام آريوبرزن درتنگه دربند دزلی دردوران آخر سلسله هخامنشی که تنها دليري بوددربرابر يورش اسکندر مقاومت کرد وضربات مهلکی بر سپاه غاصب وارد آورد.همچنين چرم نوشته هاي يافته شده در قريه پلنگان که تاريخ مجهول اشکانی را نمايان ساخت.وآداب ورسوم رايج دراين منطقه که تحقيقات تاريخ شناسان وجامعه شناسان حاکی از اين است که اين آداب ورسوم ازدهها قرن پيش تاکنون دراين منطقه باقی مانده است.

به ياري خداوند در آينده درمورد تاريخ هورامان وزبان هورامی وآداب ورسوم آن بيشترصحبت خواهد شد. 

 

 مشاهير هورامان:

 

هورامان درطول تاريخ منطقه ای عالم پرور بوده واشخاصی ازاين خطه برخاسته اند که تاثير گذاري فراوانی  درجامعه خودداشته اند. ازجمله اينها می توان به اين اشخاص اشاره کرد:

 

الف -  قدما :

 

 1- پيرشاليار هورامی 2-سيد عبيدالله کوسه هجيج 3 - سلطان اسحاق . اين سه نفر هريک دربرهه اي اززمان تاثير فراوانی برجامعه گذاشته اند. پيرشاليارمغی زردشتی بوده پيش از اسلام که زند اوستاي اوبه نام (مايفه تووپيرشالياري) مشهوراست. کوسه هجيج از سادات بزرگ وبرادر امام رضا بوده وحياتش مربوط به قرن دوم هجری ومزارش زيارتگاه مردم منطقه وحتی خارج ازمنطقه می باشد. سلطان اسحاق بنيان گذارمسلک اهل حق که درقرن هشتم هجری درروستای شيخان ازتوابع نوسود برکناررود سيروان درمحلی به نام پرديور به انتشارافکارخود پرداخته وکتابی به نام سرانجام ياپرديوری به زبان هورامی نوشته که درقالب شعربوده ومضمون آن اصول وفروع دين اهل حق می باشد.مزارش درکناررود سيروان بزرگترين زيارتگاه اهل حق می باشد و زيارت بارگاهش براي اهل حق به منزله حج اکبراست.

 

ب-سلاطين وبگ زاده ها :

 

 تاريخ سلاطين وبگ زاده هاي هورامان سراسر عزت وافتخاراست براي اين منطقه زيرا ازقرنها پيش سلاطين وبگ زاده ها اوضاع سياسي اين منطقه را به گونه اي رقم زدند که دائماًدرکانون توجه دولتمداران آن زمان ايران وعثمانی قرارداشتند. از جمله اين سلاطين مي توان به جعفرسلطان اشاره کرد. (شايان ذکر است ازدوران صفويه منطقه هورامان سلطان نشين بوده وسلطان لقبی است که درسلسله مراتب نظام حکومتی ايران دردوره صفويه پائيتر از خان.وبالاتراز بيگ  قرارداشت)

 

ج- علما :

 

1- ملا احمد نودشی (حاجی ماموسا) 2-ملا عبدالرحيم مولوی 3-ملا عبدالرحمان نودشي 4-شيخ عبدالله خرپانی 5- ملا عبدالله دشه اي 6- ملا عبدالکريم مدرس 7- ملا محمد زاهد ضيايي (حاجی ماموسا)  .برخی از علمای هورامان از بزرگترين علما ودانشمندان فقه اسلامی هستند که به عنوان مثال کتب  حاجی ماموسا ملا احمد نودشی دردانشگاه الاذهرمصر تدريس می شوند.

 

د- مشايخ :

 

مشايخ طريقت نقشبندی : 1- مولانا خالد شهرزوری (پايه گذارطريقت نقشبندی درکردستان)2- شيخ عثمان سراج الدين 3- شيخ عمر ضياالدين 4- شيخ علي حسام الدين 5--شيخ عثمان سراج الدين  ثانی . اين نکته حائز اهميت است که مشايخ هورامی طريقت نقشبندی  رهبران اين طريقت عظيم درسراسرجهان هستند که اين ازافتخارات بزرگ هورامان است

 مشايخ طريقت قادري:1-شمس العارفين شيخ محمدعزيزنجاري(پايه گذارطريقت قادري درهورامان) 2- شيخ محمد پاوه اي 3-  شيخ عبدالقادر نجاري 4- شيخ نصرادين خالصي

 

ه- شعرا:

 

1- ملا عبدالرحيم مولوی2-ملا مصطفی بيسارانی 3- صيدي هورامی4- ميرزا عبدالقادرپاوه اي و...  ناگفته نماند زبان هورامی زبان شعروادب کردي تايک قرن اخير بوده وکليه شعرای کردبه زبان هورامی شعرسروده اندکه ازجمله می توان به خانای قبادی اشاره کرد.

 

  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 2:3  توسط هورامي  | 

زبان هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یكی از شاخه های اصلی پارسی باستان است.

 فرهنگ قوم كرد كه هورامی ها در طول تاریخ در جوار آنها بوده و به واسطه نزدیكی از سرزمینشان با آنها ممزوج شده اند مجموعه ای به هم پیچیده و ناشناخته از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و كوه های سر به فلك كشیده زاگرس می باشد. این تمدن كهن تاكنون به صورت شفاهی سینه به سینه و گوشه هایی اندك به صورت نوشتار از دل دوران های گذشته به صورتی پویا و زایا ره به در برده و تا حد امكان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است كه باید بسان میراثی گرانبها نگه داشته و در حفظ و حراست از آن كوشید و نگذاشت كه عده ای به نام فرهنگ ودفاع از آن این هویت دیرین را لكه دار كرده و در زیر نام اتحاد زبان ها آن را در خود ذوب نمایند.

فرهنگ و تمدن این كهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محكم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است كه بیشتر از این مورد واكاوی و جستجوی فرهنگ دوستان قرار گرفته و یكی از دغدغه های خاطر هر هورامی زبانی باشد. متاسفانه تاكنون به صورت علمی و آكادمیك در این زمینه كار نشده كه امید است بیشتر كار شود.

 در اینجا نظر تنی چند از صاحبنظران و شرق شناسان خالی از لطف نمی باشد:

 صاحبنظران اروپایی عموما بر این باورند كه زبان هورامی كردی نیست و مردمی كه بدان سخن می گویند كرد نیستند. اما خود این مردم خود را از هر حیث كرد می دانند. این نكته شگفتی است كه با این كه برقانی و مكری در كردستان شمالی و جنوبی ادبیات بزرگی پدید آورده اند شاعران دربار والی های اردلان و نیز امرای بابان در سروده های خود هورامی را در مقام لهجه ای مهذبتر و متمدن تر از لهجه خشن گفتاری امری مذكور به كار برده اند.

 در ادامه همین مطالب اشاره می گردد: این مطالب همه به ظاهر حكایت از این دارد كه این منطقه در گذشته ای دور جایگاه مردمی پیشرفته و گورانی زبان بوده و بعدها معروض امواج تهاجم كردهای چادرنشین و خشن بازی واقع شده كه در میانشان اقامت گزیدند و زبان و حكم خود را برایشان تحمیل كردند.

 عین همین مطلب را آقای درك كینان در كتاب« كردها و كردستان« با ترجمه آقای ابراهیم یونسی آورده است و در مورد حدود آن می گوید:‌ امروزه قزلباش های تركیه، كاكایی های عراق و مردم هورامان ایران و ساكنان نواحی مركزی زاگرس تا جنوب شاهراه خانقین - كرمانشاه بدین زبان تكلم می كنند.

در سال 1921 شاهد كار مشتركی از »ئاكریستنسن« و »م.بینیدیكتیسن« بودیم كه كار تحقیقاتی آنها نیز در آخر به این رسیده بود كه هورامی كردی نیست و از دسته زبان های ایرانی بوده كه در یك اقلیم ساكن بوده اند اما به واسطه هجوم كردها پخش و پلا شده اند. درهمین مورد »ئی. سونیس« اشاره می كند: اغلب دیالكتیك گورانی را در فهرست كردی قرار می دهند؛در حالی كه واقعیت چیز دیگری است. خاصیت دستوری و لغات كرمانجی هیچ ارتباطی با گورانی ندارند«. 6 »شمس قیس رازی« در كتاب »المعجم فی معاییر اشعار العجم« كه آن را در ابتدای قرن هشتم هجری نوشته است می گوید: خوشترین اوزان، فهلویات است كه آهنگ آن را »اورمنان« خوانند و لحن آن را »اورامین« یا »اورمنان« كه نمودار آهنگ مردم هورامان كردستان است كه به گویش هورامی سخن می گویند.

این موضوع را ماموستا »هه ژار« به صورت »شیرین ترین زبان برای شعر هورامی است« بیان كرده است. »دیاكونوف« زبان های ایرانی را كه هورامی نیز شامل آنهاست به صورت زیر تقسیم بندی كرده است:

1- زبان های ایرانی گروه اسكیثی - خاورمیانه یا زبان های ایران شرقی

 2- زبان های ایرانی گروه جنوب شرقی كه تنها نماینده آن زبان فارسی كهن است.

 3- زبان های ایرانی گروه ایران غرب كه دسته سوم خود به دو دسته تقسیم بندی می گردد: الف: زبان های گروه شمال غرب: كهن ترین آنها ماد یا زبان مقدس « زردشت» یعنی اوستاست كه زبان كردی را زنده ترین تجلی آن می دانند. ب: زبان های گروه جنوب غرب: خط میخی عصر هخامنشی در حریم فارس.

از دیگر كسانی كه در مورد تقسیم بندی لهجه های زبان كردی تحقیق و فعالیت داشته اند، می توان به افراد زیر اشاره كرد: مینورسكی، الكساندر ژاپا با تاثیرپذیری از عشایر كرد و محل زندگی آنها، شرف خان بدلیسی با استناد به دستور زبان، توفیق وهبی، محمدامین زكی، استاد هورامانی،‌استاد خال، امام مردوخ، دكتر عزالدین مصطفی رسول، دكتر كمال فواد و بسیاری از شخصیت های دیگری كه ذكر نام آنها در اینجا بسی وقت گیر و معدودی تحقیقات آكادمیك كه اخیرا انجام شده است.

 نكته قابل توجه در این زمینه این است كه تقسیم بندی ها در اغلب موارد ذكر شده بر اساس سلیقه های شخصی بوده به طوری كه هیچ كدام از افراد به طور صد در صد روی یك تقسیم بندی خاصی اتفاق نظر ندارند و در اغلب موارد نیز مرز مشخصی بین لهجه ها وجود ندارد. قبل از پرداختن به مبحث تغییر و تحولات بد نیست گوشه چشمی به قباله های هورامان كه موضوع را بیشتر می شكافد داشته باشیم. در سند شماره سه اورامان خط و بیشتر لغات آرامی و دیگر لغات و اجزای پایانی كلمات پهلوی اشكانی است. از این جا می توان دریافت كه در این روزگار زبان پهلوی اشكانی به آهستگی و آرامی جای خط و سیطره زبان یونانی را گرفته و به تدریج در منطقه حاكم شده است، به طوری كه با مطالعه اسناد شماره یك و دو سند شماره سه این نكته به روشنی قابل درك است. زیرا اسناد شماره یك و دو به زبان یونانی نگاشته شده اند كه آن هم به واسطه سلطه یونانی ها و اقتدار سیاسی آنها بوده است.

 نكته مهم در پوست نوشته های اورامان از منظر زبان شناسی است كه تاریخ مناسبات اجتماعی - اقتصادی و حقوقی در آنها روشن شده است. انعقاد معاهده ساده ای چون خرید و فروش یك زمین در یك روستا با كلیه شرایط و در حضور شاهدان امر شاهدی بر این مدعاست، ادعایی كه رابطه ای مستقیم با درجه مدنیت و فرهنگ حاكم بر آن مناطق را دارد. پروفسور »مینس« درمورد زبان این كتیبه ها می گوید: باید به این مساله اذعان نمود كه زبان نگارش این كتیبه ها یا كردی باستان یا زبانی است كه هنوز شناخته نشده است. حروف آرامی ویونانی به كار رفته در این اسناد به همراه نشانه ها و علایم ویژه روی این حروف بیگمان به جهت نزدیك كردن این شیوه كتابت با زبان منطقه بوده است. سوال قابل طرح این است كه زبان منطقه در آن عصر چه زبانی بوده است؟ آیا شیوه هورامی بجا مانده كنونی همان زبان رایج بوده یا با سیر تغییر و تحولاتی به ما رسیده است در هر صورت مایه بسی مباهات است. از سویی دیگر بررسی واژگان اسناد مذكور از نظر ریشه ای یا زبان هورامی كه برخی از زبان شناسان انجام داده اند، این نكته را روشن می كند كه زبان مذكور همان هورامی باستان است كه زبان رایج منطقه بوده و كلیه محاورات و مكاتبان با آن انجام شده است.

 یك بررسی تطبیقی به قول آقای محمدرضا باطنی: واژگان هر زبان پاسخگوی آنگونه پدیده های فرهنگی است كه در داخل آن جامعه خلق شده اند. البته باید به پدیده های فرهنگی پدیده های مادی نیز اضافه كرد. هورامی ها در جغرافیایی كوهستانی باسنگلاخ هایی پوشیده از برف، دره های عمیق و جلگه های سرسبز كه به رودهایی خروشان ختم می گردند مسكن گزیده اند و با درخت و طبیعت، چشمه و چمنزار مانوس بوده اند. به تبع آن واژه هایی كاربردی زبانشان نیز در همین حریم می باشند. كما اینكه جهت هر بوته، گل یا پرنده یا پدیده ها و مفاهیم دیگری مثل زندگی در خانه باغ، قشلاق وییلاق (هوارنشینی) هزاران واژه و كلمه داشته كه در گذر زمان با كمترین تغییر از زوال محفوظ مانده اند. در حالی كه همین واژگان در زبان مردمان دیگر نواحی كه اقتضای محیط زندگی شان چیز دیگری است وجود ندارند. همچنانكه بسیاری از واژگانی كه پدیده های مرتبط با آنها در این جغرافیا نمی باشد وجود ندارند. به عنوان مثال واژگانی كه به اقتضای زندگی در صحرا و سر و كار داشتن با حیواناتی بسان شتر می باشد. در این موارد و بسیاری موارد مشابه دیگر اگر واژگانی در یك زبان وجود داشته و در زبان دیگر وجود نداشته یا وارد شده اند دلیلی بر نارسایی زبان دومی یا وارد كننده واژه نمی باشد. به دلیل اینكه هیچ ارتباطی باساختارهای زبان شناسی ندارد، بلكه می توان گفت كه پیدایش واژگان بر اساس پیش نیازها و مولفه های فرهنگی و حتی بومی جغرافیایی است. در هورامانات كه مردمانش از قدیم الایام با طبیعت بوده یا بر اساس نیاز به هوار رفته و برای مدتی هر چند كم یكجانشینی دیگری بغیر از روستای خویش را تجربه كرده و در طول سالیان تكرار كرده اند، در آنجا خرده فرهنگی درست كرده كه یكی از زیر مولفه های آن زبان و زایش كلمات بنا به نیاز در آن محیط بوده كه آن هم به نوبه خود عناصر زبانی را آفریده است.

ماموستا احمد نظیری در مورد زبان هورامی چنین می گوید: هورامی دارای زبان كامل می باشد البته با توجه به اینكه كردی سورانی زبان موحد و نوشتاری كردستان است به خاطر حفظ آن تمام گویش های دیگر كردی را لهجه نامیده اند

سوالی كه در اینجا پیش می آید این است كه آیا وقت آن نرسیده است كه بگوییم: آیا پرداختن به زبان هورامی و كوشش در جهت نشر و گسترش آن ضربه ای به زبان كردی است یا حتی می تواند در جهت موازی و ضامن بقای زبان كردی با توجه به ریشه های مشترك آن دو باشد. استاد دهخدا در كتاب لغت نامه در مورد زبان هورامی چنین می گوید: زبان هورامی یك زبان مستقل است كه دارای لهجه های مختلف بوده و در كردستان جنوبی رایج و ساكنین در طول حیات تاریخی خود بدان تكلم نموده اند و دارای قواعد دستوری و غنای كامل در كلمات و اصوات می باشد و با وجود تغییرات در دوران تاریخی از كیفیت و لطافت و روانی آن كاسته نشده است. مانند سورانی اعرابش با حروف و چون زبان عربی دارای قواعد و چارچوب محكم می باشد و در فراوانی و كوتاهی كلمات و جملات یك زبان پربار و قاعده پذیر است. در رعایت مذكور و مونث مجازی و حقیقی، سماعی و قیاسی اسما، اشارات، معرفه و نكره، صفت های فاعلی و مفعولی و ضمایر و غیره اگر از عربی برتر نباشد كمتر هم نیست. با جرات می توان گفت یكی از زبان های زنده ای كه احتیاج به حتی یك كلمه خارجی ندارد مگر در مواردی كه مانند بقیه زبان ها وارد گشته باشد و در زبان هورامی هر گاه لازم باشد می توان آنها را سریعا جایگزین كرد. همچنانكه با آمدن زبان عربی به عنوان زبان دینی هورامی بدون داشتن فرهنگستان زبان به وسیله مردم عامی بلافاصله شروع به جایگزینی كلمات و اسما كرد یا آنها را كوتاه نمود مانند:

وضو: ده س ویسم،   صلوه: نما ، صوم: روچی ، اسكندر: ئه سكه، مسجد: مزگی ،عبدالله: عبه

این زبان شاید بی نیازترین زباني باشد كه گویندگانش در نهایت راحتی و بدون احتیاج به كلمات بیگانه در مسیر صحیح قرار داده و به مقصود می رساند.

منبع :بیساران وهورامان   

http://bisaran.blogfa.com/post-14.aspx


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 20:44  توسط هورامي  | 

هورامان( اورامان)

منطقه هورامان ناحیه ای كوهستانی واقع در استانهای كرمانشاه و كردستان می باشد و حدود جغرافیائی آن به قرار زیر است از شمال به مریوان، از جنوب به شهرستان جوانرود ،از غرب به كشور عراق و از شرق به ارتفاعات شاهو. بخش اعظم هورامان در استان كرمانشاه واقع شده فعلا از نظر تقسیمات كشوری در محدود شهرستان پاوه قرار دارد. آنچه كه در این نوشته مورد اشاره قرار می‌گیرد، عموماً محدوده واقع در شهرستان پاوه می باشد. در مورد كلمه هورامانAwramanو  وجه تسمیه آن نظرات گوناگون وجود دارد ، اما به نظر می رسد كه اصل آن از كلمه هورامان به معنی بر افراشته و بلند باشد. منطقه هورامان به طور متوسط در ارتفاع 1600متری از سطح دریا قرار داشته و شهر پاوه حدود 1700 متر ارتفاع دارد. شهرستان پاوه یكی از شهرستانهای تابعه استان كرمانشاه می باشد كه طبق آخرین سرشماری جمعیتی حدود 70 هزار نفر دارد. شهر پاوه كه اكنون در مركزیت منطقه هورامان قراردارد، در حدود 125 كیلومتری شمال غرب كرمانشاه واقع شده است. این شهرستان دارای 3 بخش نوسود، باینگان و مركزی و چندین دهستان است. تا اواخر دهه1330 شهرستان پاوه تابع استان كردستان بوده و از آن تاریخ تاكنون در محدوده استان كرمانشاه قرار گرفته است. بخش مهمی از این شهرستان یعنی جوانرود در سال 1369 به صورت شهرستان مستقلی از آن جدا شد. ناحیه هورامان یكی از نواحی تاریخی است و محل جنگهای متعددی میان نیروهای متخاصم از جمله در حمله اسكندر و جنگهای سپاه اسلام و ساسانیان بوده است. هنوز آثاری تاریخی همچون مرقد پیرشالیار و بقایای آتشكده آتشگاه و مرقد سید عبیدالله معروف به كوسه هجیج در این ناحیه مشاهده می‌شوند. گویش بخش اعظم مردم منطقه به زبان هورامی است  كه شباهت زیادی به زبان اوستائی دارد. بخش قابل توجهی نیز به لهجه جافی یكی از گوشیهای زبان كردی تكلم می کنند. مردم هورامان از نظر مذهبی عموماً تابع دین اسلام و مذهب تسنن شاخه شافعی هستند. و این وضع بعد از جنگهای ایران و عثمانی تثبیت شده است؛ با این حال طریقت های گوناگون مذهبی و عرفانی از جمله نقشبندینه، قادری و غیره نیز در تاریخ هورامان نقش بازی كرده‌اند. بخش اعظم مردم)حدود 60 درصد ) ساكن شهرهای پاوه ،نوسود، نودشه و باینگان و بقیه در روستاها ساكن هستند. تركیب جمعیتی منطقه عمدتاً جوان است. باغداری و كشاورزی به شیوه سنتی، بادلات مرزی (با كردستان عراق ) اشتغال در پرورش های در دست احداث در شهرهای دیگر ایران و اشتغال در ادارات دولتی از جمله مشاغل عمده فعلی نیروی كار قلمداد می شوند .

نگاهی گذرا به فرهنگ و ادبیات هورامان


هورامان سرزمین ترانه‌های معطوف به طبیعت، سرزمین شاعران طبیعت دوست، سرزمین ادبیات شفاهی و نانوشته و سرزمین عرفان دوستان بوده است. متاسفانه هورامان بعلت صعب العبور بودن ارتباط چندانی زیادی با نواحی دیگر نداشته نداشته و همین امر نوعی ایزولاسیون اجتماعی و جغرافیایی را بر ساكنین آن تحمیل نموده است. با این حال ضرورت های زندگی این ارتباط را بیشتر نموده و وسعت بخشیده است . اگر تا دیروز مراودات مردم هورامان عمدتاً با بخش های محدودی از كردستان عراق و ایران بوده است ، اكنون تا مراكز و شهرهای عمده ایران و حتی اروپا و امریكا و استرالیا وسعت یافته است .

ترانه های هورامان


ترانه‌های هورامانی كه در اصطلاح محلی به گورانی معروفند بسیار متعدد و متنوع اند . این ترانه ها عمدتاً موسیقی به همراه نداشته و فقط با صوت و آهنگ خوانده می شود ، مضمون بخشی از این ترانه‌ها را عشق و عرفان تشكیل می‌دهد. زن،طبیعت و مراد و نیز عزیزان از دست رفته منشا بسیاری از ترانه ها و آوازهای فولكلوریك در هورامان می‌باشد. از معروفترین این ترانه‌ها می‌توان به سیاچمانه و دره‌یانه اشاره كرد.ترانه‌های شاد و در اصطلاح محلی چپی معمولاً همراه با رقص و در مراسم عروسی و شادی خوانده می‌شوند . آهنگ و شعر این ترانه‌ها متعلق به شخص خاصی نیست و سینه به سینه به نسل امروزی رسیده است.خوانندگان معروف این ترانه‌ها در حال حاضر افرادی چون عثمان و محمد حسین كیمنه‌ای ، جمیل نوسودی ، توفیق دزآوری ، فتح اله امینی می‌باشند .ترانه‌های غمگین یا هوره عموماً در مراسم یاد عزیزان از دست رفته و توسط زنان خوانده می شود . ترانه‌های عرفانی عموماً در تكیه‌ها و خانقاه‌ها و توسط پیروان طریقت قادری و نقشبندی خوانده می‌شود و اكثراً مضمون عرفانی و ندامت از كرده‌ها دارد . ترانه‌های دیگری از جمله مخصوص كودكان موسوم به لای لای ، ترانه مخصوص احشام مخصوصاً هنگام دوشیدن ماده‌گاو موسوم به توی توی و ترانه مخصوص هنگام كار و فعالیت در میان مردم هورامان ، مخصوصاً زنان رایج هستند. 

موسیقی


در هورامان قدیم غیر از دف و نوعی نی كه در اصطلاح محلی به آن لولی یا شمشال می‌گویند ، از آلات دیگری استفاده نشده است . این دو وسیله هم عموماً در مراسم مذهبی كاربرد داشته اند .با نی چندین نوع آهنگ نواخته می‌شود كه معروفترین آنها چمری و سحری می‌باشد

شعر


در قیاس با سایر مناطق كرد نشین شاید بتوان گفت كه تعداد شاعران این منطقه بیشتر بوده است . مضمون شعر شاعران هورامان نیز عمدتاً عاشقانه، عرفانی و طبیعت دوستی است. از معروفترین شاعران این ناحیه می‌توان به مولوی تاوگوزی، بیسارانی، صیدی هورامی، میرزا شفیع و میرزا عبدالقادر پاوه‌ای اشاره نمود

چند بیتی شعر


ئاخ په‌ی خه لوه تي بديام وه بي خه‌م

سیوای تۆ دیده‌م، که‌س نه‌دیام وه چه‌م

دڵ په‌ی دیدنت کام خه‌ڵوه‌ت سازۆ؟

تۆی دیده‌یچم بی مه‌ردم نمازۆ

----------------------------------------------------
خه‌یلێوه‌ن خه‌ریک زاکه‌ی زه‌حمه‌تم

به‌ڵکو وه ڕا بۆ به‌رشۆ عوسره‌تم

فه‌ڵه‌ک وه به‌ختم مه‌گه‌س مه‌کیانۆ

وه ڕاکه‌ی ڕه‌حمه‌ت هه‌م دیس مه‌ڕیانۆ

مامۆستا مه‌له‌وی

 

رقص و سما یا ذكر


این دو در عین اینكه ماهیتاً متفاوتند و یكی جنبه دنیوی و شادی آور (رقص) و دیگر (ذكر) جنبه معنوی و عرفانی دارد اما از نظر ظاهر شباهت‌هایی با هم دارند رقص در هورامان انواع مختلف دارد و عمدتاً به صورت دسته جمعی اجرا می‌شود.

كوهها


ناحیه هورامان ناحیه ای كوهستانی و پر برف و باران است هر چند كه خشكسالی سه ساله اخیر را بی نصیب نكرده است اما در مجموع میزان بارندگی سسالانه حدود 900- 800ملیمتر می باشد بخش اعظم این بارش به صورت برف و در قلل و دامنه كوهها ورت می گیرد ارتفاع بلندترین قله مو سوم به زاولی حدود 3495متر از سطح دریا می باشد معروفترین كوههای منطقه كه هر كدام دارای قله های متعدد نیز هستند عبارتند از :

 

كوه شاهو

  

پاوه دردامنه شاهو

 

كوه شاهو بخشی از رشته كوه زاگرس است و مهمترین و معروفترین كوه منطقه هورامان است. این كوه شاهو بخشی از رشته كوه زاگرس است و مهمترین و معروفترین كوه منطقه هورامان. این كوه بلندترین كوه استان كرمانشاه و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا حدود 3400 متر است. شاهو در شرق ناحیه هورامان قرار گرفته و طول وعرض آن به ترتیب حدود 75 كیلومتر ( از لب رودخانه سیروان در نزدیكی های روستای داریان تا شهر روانسر) و 15 كیلومتر ( از شهر پاوه تادره ژاوه رود ) است. این كوه دارای قل معروفی چون زوالی( در نزدیكی شهر پاوه ) و نور ( در نزدیكی های روستای داریان ) است. شاهو دارای مراتع و چراگاه های فراوان و نیز هوارگاه های( ییلاق ) متعدد، كه با صفا ترین و معروف ترین آنها پیاز دول، میشیاو و گاول هستند. تنوع گیاهی شاهو فوق العاده زیاد است و حدود 30نوع گل و گیاه در ارتفاعات مختلف آن رویش دارند. برخی از این گیاهان تعليفی. تعدادی خوراكی برخی معطر و بعضی سمی و تعدادی نیز دارای خواص درمانی هستند. تنوع جانوری شاهو نیز قابل توجه است. متاسفانه به علت شكار بی رویه نسل برخی از جانوران از جمله كبك در حال انقراض می باشد بنا به گفته پیشینیان قبلا در شاهو پلنگ مشاهده شده است. خرس،روباه، شغال، گرگ از جمله جانوران موجود در شاهو هستند. جنس سنگهای شاهو عمدتا آهكی است. در دامنه ارتفاعات شاهو تعداد زیادی چشمه وجود دارند كه تامین كننده آب كشاورزی و مشروب شهر های پاوه و روانسر و تعدادی روستاهای منطقه می باشند.

كوه دالانی

این كوه در منتهی الیه شمال غرب هورامان قرار گرفته و شهر های نوسود و نودشه در دامنه ان واقع شده اند.جادهای كه شهر نوسود را به شهر مریوان متصل می كند از دامنه وبر فراز این كوه گذر می كند. مسیر این جاده یكی از نقاط دیدنی و جاذبه‌های توریستی (مخصوصا در فصل بهار ) منطقه قلمداد می شود بخشی از این جاده فعلا خاكی و در زمستان صعب العبور بوده و به علت بارش برف سنگین حدود 6ماه از سال كاملا مسدود است. كوه دالانی حدود 3200 متر ارتفاع دارد و بر فراز آن می توان بخش هائی ازخاك كردستان عراق( دشت شهر زور و شهر حلبچه ( و شهر مریوان و دریاچه زریبار را مشاهده نمود . گردنه شمشی گردنه مل اند و گردنه كله برود الا و گردنه تته از گردنه‌های معروف و دیدندی این گذرگاه می باشد. آب مشروب و كشاورزی ( باغداری ) شهر های نوسود و نودشه و روستاهای اطراف از چشمه های دامنه دالانی تامین می شوند. چشمه معروف بل از منتهی الیه ضلع جنوبی دامنه دالانی بیرون می زند و از فاصله چند متری به رودخانه سیروان می ریزد. بردامنه های شرقی این كوه هوارگه های) با  صفائی نظیر كراویه دول قرار گرفته اند               

كوه آتشگاه

چشم نوازي ازشهر پاوه وكوه آتشگاه

 


این كوه در غرب و جنوب غرب شهر پاوه واقع شده و بر دامنه غربی آن شهر باینگان قرار گرفته است . بر اساس نوشته های تاریخی محل یكی از آتشكده های دور قبل از اسلام است كه وجه تسمیه آن نیز گویای این موضوع می باشد. ارتفاع آتشكده حدود 2500 متر است. بر فراز آتشگاه چشم انداز شهر پاوه (مخصوصاً در شب) منظرهای دیدنی و جالب می باشد. در دامنه های غربی و شمال غربی آتشگاه هوراگه‌های‌(ییلاق) باصفا و خوش آب و هوائی قرار دارند كه می توان به كردند ، سردانی و ویراش اشاره نمود

كوه ماكوان


این كوه در بخش جنوب غربی هورامان و در موازات كوه آتشگاه قرار دارد. ماكوان با ارتفاع حدود 2700 متر روبروی شهر باینگان قرار گرفته است و بر دامنه های غربی و شرقی آن درختان جنگلی انبوهی روئیده اند. جاده ای خاكی از شهر های كوچك باینگان به طرف هوارگه های موجود بر ماكوان كشیده شده است كه خاكی وصعب العبور می باشد. تفر جگاه شوی سر بر دامنه ماكوان قرارگرفته است كه بسیار جالب و زیبا است چشمه معروف سپیاو ،كه تا اواخر اردیبهشت آبدهی دارد ، بر دامنه ماكوان و در نزدیكی دهی به همین نام قرار گرفته است. بر فراز ماكوان بخش اعظم چشم اندازها و كوههای هورامان و نیز كوههای دورتری نظیر دالاهو و به‌مو قابل مشاهده اند.

كوه كوسالان



این كوه در بخش شمالی هورامان در موازات شاهو و دالانی است ارتفاع كو سالان در حدود ارتفاع دالانی می باشد در حقیقت این سه كوه مثلثی را تشكیل می دهند كه كوسالان ضلع شمالی ، شاهو ضلع جنوبی و دالانی ضلع جنوب غربی آن را می سازد .

 

جنگلها


جنگلهاي شاهو

هر چند كه بخش قابل توجهی از منطقه اورامان را كوههای مرتفع و پر برف تشكیل می دهد اما در ارتفاعات پائین تر و در دامنه همین كوهها جنگلهای متراكم نسبتا وسیعی وجود دارند پوشش جنگلی این ناحیه نظیر پوشش عمومی رشته كوه زاگرس می باشد و عمدتا از درختان بلوط است درختان دیگری مانند بنه گلابی وحشی (امرود) زالزالك نیز به تعداد قابل توجهی یافت می شود این جنگلها سنتاً تامین كننده سوخت زمستانی اهالی منطقه بوده‌اند به همین علت آسیب های زیادی را متحمل شده و از وسعت آنها كاسته شده است مهمترین جنگلهای منطقه عبارتند از

جنگل بوزه یا بوزین



این جنگل بر دامنه های كوههای كویله و ماكوان قرار دارد و از وسعت و تراكم زیادی برخوردار است گر چه از نظر اسم گذاری محلی جنگل بوزه فقط به بخشی كوچكی از جنگلهای دامنه ماكون و كویله اطلاق می شود و گر چه این جنگل در هر محلی نام مخصوص به خود دارد اما برای سهولت و به علت قرار گرفتن همه این جنگلها در یك مسیر (جاده باینگان تا تا نزدیكی های مرز ایران و عراق در روستایدروله )و نیز شباهت تنوع درختان در اینجا مجموع این جنگلها را به همان نام جنگل بوزه یا بوزین مینامیم این جنگل زیستگاه كوچكترین گوزن جهان مو سوم به شاكو یا به اصطلاح محلی فیله گیجه می باشد و فعلا در جرگه جنگلهای حفاظت شده قرار گرفته است.

جنگل مرخیل


این جنگل نیز به موازات جنگل بوزه قرار گرفته و تراكم زیادی دارد. جنگل مرخیل بر دامنه ارتفاعات ضلع غربی آتشگاه واقع شده است. برای دیدار از این جنگل می توان مسیرهای متفاوتی را انتخاب نمود: مسیر اول، جاده فرعی از جاده اصلی پاوه به نوسود در محلی به نام دوآب كه به موزات سیروان ادامه دارد. مسیر دوم، همان جاده باینگان به دروله میباشد كه در نقطهای به نام مرخیل منشعب می شود و به طرف غرب یا همان مسیر اول ادامه می یابد. مسیر سوم، استفاده از جاده فرعی روستای دشه است كه بعد از این روستا باید فاصله ای حدود 2 كیلومتر كو هنو ردی نمود تا بر فراز قله آتشگاه مستقر شد. از آنجا چشم انداز این جنگل كاملا مشهود است. این جنگل نیز حفاظت شده می باشد. بخشی از این جنگل به نام وشكه ناو تراكم بیشتری دارد.

جنگل پلنگانه


این جنگل از نقطه ای به نام مله واقع بر جاده اصلی پاوه-كرمانشاه شروع شده و بخش اعظم آن در دامنه ارتفاعات غربی شاهو قرار گرفته است. شاید به تعبیری دروازه اورامان منطقه مذكور باشد، زیرا از این نقطه به بعد چشم انداز كوهها وجنگلهای اورامان در برابر دیده تازه واردین خود نمائی می كند. متاسفانه بعلت حفاظت ناكافی و آسیب های وارده از تراكم و وسعت این جنگل كاسته شده است. غار قلعه و غار كاوات كه متعاقبا در مورد آنها توضیح داده میشود در محدوده این جنگل قرار گرفته اند.

جنگل تپه ول


این جنگل در دامنه شرقی و غربی كوه بالانتاش و در نزدیكی روستای دشه قرار دارد . تراكم و تنوع وسعت این جنگل نیز قابل توجه است. گرچه هنگام عبور از جاده اصلی پاوه به نوسود می توان بخش شرقی این جنگل را مشاهده نمود، اما مشاهده آن از نزدیك ( با استفاده از كوهنوردی مختصر ) یا مشاهده آن بر فراز روستای دشه( قله به روژ ) جذابیت خاصی دارد.

جنگل دامنه شرقی شاهو


این جنگلها عمدتا در مسیر جاده (پاوه بل كامیاران) قرار گرفته و از وسعت وتراكم زیادی برخوردارند . جنگل مذكور از نزدیكی روستای داریان شروع شده و به طرف شرق تا حوالی روستای پالنگان ادامه پیدا می كند روستای اسپریز كه در دل این جنگل قرار گرفته ومقبره پیر اسماعیل نیز در آنجا واقع شده است، یكی از نقاط دیدنی این مسیر می باشد.

غارها


در منطقه اورامان غارهای زیادی در دل كوهها قرار گرفته‌اند . این غارها كه در اصطلاح محلی به مر معروفند، در زمانهای قدیم به عنوان پناهگاه مورد استفاده ساكنین بوده است . غارهای معروف این ناحیه عبارتند از :

غار قوری قلعه


این غار در نزدیكی روستایی به همین نام و در حدود كیلومتر 80 جاده كرمانشاه به پاوه واقع شده است. طبق نظر كارشناسان این غار بزرگترین غار آبی آسیا و طولانی‌ترین غار آبی ایران می‌باشد . طول این غار حدود 3140 متر است . این غار یكی از كم نظیرترین غارهای آهكی (آهك بیستون) بوده كه از شكل پذیری ویژه‌ای برخوردار است . حدود 600 متر از این غار آماده بهره‌برداری شده و علاقمندان می‌توانند از آن دیدن كنند . نمای داخلی این غار بسیار و دیدنی است و هر بیننده‌ای را مسحور زیبایی‌های طبیعی خود خواهد كرد .

غار كاوات


این غار در نزدیكی روستای شبانكاره واقع شده است . غار كاوات نیز از نوع آبی است و فعلاً تامین كننده بخش مهمی از آب شهر جوانرود می‌باشد . بهمین دلیل در حال حاضر دیدن فضای داخلی غار امكان ندارد . اما دیدن مدخل غار و حوالی آن خالی از لطف نیست .

رودخانه‌ها


یكی از جلوه‌های طبیعی ناحیه اورامان ، وجود دره‌های پر پیچ و خم و عمیق و رودبارهای متعدد میباشد. در پایه هر كوهی دره‌ای عمیق و رودباری زیبا قرار دارد . از مجموع آب این چشمه‌‌ها و رودبارها دو رودخانة سیروان و لیله تشكیل می‌شوند كه در نقطه‌ای به نام دروله در نزدیكی مرز ایران و عراق با هم تلاقی می‌نمایند .

 

رودخانه سیروان


سیروان مهمترین و معروفترین رودخانه ناحیه اورامان می‌باشد و مسیر نسبتاً طولانی و پر پیچ و خمی دارد . این رودخانه در بخش غربی و شمال غربی اورامان قرار گرفته است . بخش اعظم آب رودخانه سیروان از چشمه‌‌های دامنه شرقی و غربی شاهو ، دامنه جنوبی و غربی كوسالان ، دامنه جنوبی دالانی و دامنه های آتشگاه و ماكوان تامین می‌گردد . به علت عرض كم امكان قایق رانی در سیروان وجود ندارد .سیروان منطقه اورامان را به دو بخش تقسیم نموده است و تنها راه ارتباطی مهم بین این دو بخش پل دوآب در حدود 25 كیلومتری شمال غربی پاوه می‌باشد .در كناره شمالی سیروان مقبره سلطان اسحاق در نزدیكی روستای شیرخان واقع شده است . سیروان بعد از طی مسیری طولانی با رودخانه لیلی تلاقی پیدا كرده و وارد كردستان عراق می‌شود.

رودخانه لیلی


این رودخانه در قیاس با سیروان دارای حجم آب كمتری است و آب آن از چشمه‌‌های دامنه جنوب‌غربی شاهو ، دامنه شرقی ماكوان و دمنه غربی كله‌خانی و بیزل تامین می‌شود . این رودخانه نیز مسیر پر پیچ و خمی دارد و در محلی به نام كلور در منتهی الیه ضلع غربی كوه بیزل با سیروان تلاقی پیدا می‌كند . در كناره‌های شرقی و غربی لیله روستاهای زیادی قرار گرفته‌اند كه مهمترین آنها روستای مزران می‌باشد .

 

آرامگاه سلطان اسحاق

 

سلطان اسحاق


آرامگاه سلطان اسحاق در مسیر جاده پاوه به نودشه درنزدیكی روستای نیسانه ودر كنار ساحل رود سیروان قرار دارد . این آرامگاه بسیار مورد تكریم واحترام مردم استان و استانهای همجوار است. ازكرامات این شخصیت بی صدا بودن رودخانه خروشان سیروان در هنگام گذر از كنار این آرامگاه است سلطان اسحاق یكی از عرفای منطقه بوده است كه گروهی را برای احیا سنتها و فرهنگ ایرانیان در برابر اعراب هدایت و رهبری كرده است.جاده ای فرعی از جادهی اصلی پاوه به نوسود در نزدیكی روستای نیسانه جدا می شود و به زیارتگاه (در 40 كیلومتری شمال غربی پاوه) منتهی می گردد . منظره رودخانه سیروان دراین محل جذابیت خاصی دارد. آرامگاه سلطان اسحاق در مسیر جاده پاوه به نودشه درنزدیكی روستای نیسانه ودر كنار ساحل رود سیروان قرار دارد . این آرامگاه بسیار مورد تكریم واحترام مردم استان و استانهای همجوار است. ازكرامات این شخصیت بی صدا بودن رودخانه خروشان سیروان در هنگام گذر از كنار این آرامگاه است. سلطان اسحاق یكی از عرفای منطقه بوده است كه گروهی را برای احیا سنتها و فرهنگ ایرانیان در برابر اعراب هدایت و رهبری كرده است.جاده ای فرعی از جادهی اصلی پاوه به نوسود در نزدیكی روستای نیسانه جدا می شود و به زیارتگاه (در 40 كیلومتری شمال غربی پاوه) منتهی می گردد . منظره رودخانه سیروان دراین محل جذابیت خاصی دارد .

مرقد كوسه ي هجيج:

رقدكوسه ي هجيج

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 22:36  توسط هورامي  | 

  

پاوه در فاصله ۱۱۲ كیلومترى شمال غرب شهر كرمانشاه قرار گرفته كه ۱۲۶۰ كیلومتر وسعت دارد و حدود ۷۰ هزار نفر را در خود جاى داده است. پاوه قدمتى بیش از سه هزار سال دارد و به شهر هزار ماسوله معروف است و دلیلش اینكه مردمان پاوه منازل خود را به صورت پله هاى عریض و طویل در دامنه هاى كوه ساخته اند.این سازه‌هابه‌ گونه‌اى ‌ساخته شده كه در بیشتر موارد پشت بام خانه اى كه در ارتفاع كمترى از دامنه كوه‌ساخته شده حیاط منزلى است كه چند مترى بالاتر احداث شده است. به همین دلیل است كه پاوه را شهر هزار ماسوله (از شهرهاى شمالى كشور كه تیپ شهرسازى آن شبیه پاوه است( نامیده‌اند. جدا از نماى زیباى شهر پاوه، غار قورى قلعه به عنوان بزرگترین غار آبى آسیا، آبشار بل منسوب به یكى از خدایان آب بل، چشم انداز زیباى دالانى كه مشرف بر اورامان ایران و عراق است، روستاى زیباى هجیج در دل صخره هاى سنگى، آتشكده پاوه به عنوان دومین آتشكده ایران و آرامگاه سلطان اسحاق در كنار رودخانه عظیم سیروان كه مقصودگاه زنان و مردان اهل حق است، بخش دیگرى از جاذبه هاى پاوه است كه دیدنشان خالى از لطف نیست. طبیعت سنگى و آب شكافنده موجب ایجاد بزرگترین غار آبى آسیا در ۸۶كیلومترى شهر كرمانشاه و در منطقه خوش آب و هواى قورى قلعه شده است. آبشار بل نیز با ریزش طبیعى زیبا به صورت پودر كه نظر هر بیننده اى را به خود جلب مى كند در پاوه قرار دارد، دبى این آبشار به طور متوسط 4۰۰۰ لیتر در ثانیه است و آبى سالم، معدنى و با خواص فراوان درمانى دارد. زبان مردم پاوه هورامى است كه یكى از اصیل ترین زبان هاى قدیمى ایران زمین بوده و بازمانده زبان پهلوى و اوستایى است.

(منبع : روزنامه شرق)

 

پاوه

 

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 12:6  توسط هورامي  | 
سلام دوستان

به حول وقوه الهی قصد دارم مقالات فرهنگی وادبی وهمچنین اخبار فرهنگی مربوط به پاوه واورامانات را در معرض دید خوانندگان محترم ودوستداران فرهنگ وادب هورامانات قرار دهم .در ابتدای کار از دوستانی که مرا در این امر خطیر یاری فرمایند بی نهایت سپاسگذار خواهم بود.

                                                                                               مدیر وبلاگ

     

  نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 19:17  توسط هورامي  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM